تحلیل swot

Swot یک ابزار تحلیل درونی است که برای ارزیابی نکات مثبت و منفی بکار میرود.  نام این نوع تحلیل در واقع مخفف کلمات ” قوت، ضعف، فرصت، تهدید” میباشد که دو عنصر اول یعنی قوت و ضعف به عوامل درونی سازمان اشاره دارند. دو عنصر دیگر یعنی فرصت و تهدید به عوامل خارجی که ممکن است سازمان را تحت تاثیر قرار دهند اشاره دارند. بطور دقیق تر مبنای این تحلیل بر افزایش نقاط قوت، کاهش نقاط ضعف، بدست آوردن فرصت و بی اثر کردن تهدیدها است.

هدف اصلی این نوع تحلیل آگاه سازی سازمان ها از عوامل دخیل در تصمیم گیری‌های تجاری است. تحلیل swot در مواردی مانند تجدید نظر در سیاست های داخلی شرکت، بررسی طرح های اولیه، تغییر برنامه در میانه اجرا  کاربردی است. همچنین این تحلیل تا وضعیت شرکت خود را رصد کنید تا در صورت نیاز عملکرد شرکت را بهبود دهید.

. operational scorecard (کارت امتیازی متوازن)

بواسطه این نوع تحلیل میتوانید عملکرد تیم و میزان پیشرفت سازمان را زیر نظر داشته باشید. در این نوع تحلیل 4 جنبه کلی درنظر گرفته میشوند:  چشم‌انداز مشتری، چشم‌انداز داخلی، چشم انداز مالی، چشم‌انداز رشد/یادگیری. مدیران یا سهام‌داران میتوانند چندین پروژه و طرح را بطور همزمان نظارت و مدیریت کنند تا که عملکرد  آنها مطابق معیارها یا اهداف راهبردی، عملکردی بهینه باشد.

بعد مالی این شیوه  شامل ارزیابی درآمد عملیاتی، سودآوری و بازگشت سرمایه میشود. بعد مشتری نیز به سرمایه گذاری در بخش خدمات و  حفظ مشتریان و جنبه داخلی این تحلیل به چگونگی ارتباط فرایندهای داخلی کسب و کار میپردازد. در آخر بعد رشد و آموزش رضایت و ابقای کارمندان و همچنین سیستم اطلاعاتی شرکت را ارزیابی می‌کند

مزیت های شیوه “کارت امتیازی”:

. تسهیل ارتباط دائم و موثر

. تمرکز برنیازمندی های اساسس

. تسهیل بازبینی های منظم

4. زنجیره ارزش

زنجیره ارزش به مجموعه روندها و اقدامات راهبردی یک شرکت گفته میشود که منجر به تولید یک محصول میشود. مایکل پورتر (نظریه پرداز اقتصاد و استاد دانشگاه هاروارد)  این شیوه ارزیابی زنجیره ارزش را در سال 1985 ابداع کرد. شرکت ها میتوانند با انجام این تحلیل، کارآیی و مقرون به صرفه بودن شیوه پشتیبانی سیستم‌های خود از یک دیگر را بررسی کنند تا در سریع ترین زمان محصولی مقرون به صرفه تولید کنند و به حداکثر سود‌دهی برسند. زنجیره ارزش شامل 5 نوع فعالیت  اصلی )لجستیک های داخلی،  فعالیت های عملیاتی، لجستیک های بیرونی، بازاریابی و فروش، خدمات( و 5 نوع فعالیت ثانویه (تدارکات، مدیریت منابع انسانی، توسعه فنی، توسعه زیرساختی) که از فعالیت های اصلی پشتیبانی میکنند، میباشد. فعالیت‌های اصلی مستقیما با تولید محصول و اجرای خدمات در ارتباط هستند و فعالیت های ثانویه  باعث سودبخشی فعالیت های اصلی می‌شوند.

فعالیت های اصلی:

لجستیک داخلی: فعالیت‌های مرتبط با  دریافت، انبارداری و مدیریت موجودی منابع

فعالیت های عملیاتی: تبدیل مواد خام به محصول نهایی

لجستیک خروجی: اقدامات مربوط به توزیع محصول مانند بسته بندی، جداسازی و ارسال

بازاریابی و فروش: فعالیت های مربوط به فروش و بازاریابی مانند تبلیغ و قیمت گذاری

خدمات: فعالیت‌های پس از فروش محصول مانندخدمات نصب، آموزش، ضمانت نامه و تعمیر

فعالیت های ثانویه:

زیرساخت کسب و کار:  فعالیت های مربوط به هزینه های کلی و مدیریت شرکت مانند  تامین مالی و برنامه ریزی

توسعه فنی: فعالیت‌های مربوط به تحقیق و توسعه مانند طراحی محصول، بازاریابی  و توسعه فرآیند

تدارکات: فعالیت‌های مرتبط با تهیه مواد خام، قطعات، تجهیزات و خدمات

مدیریت منابع انسانی: فعالیت های مربوط به جذب نیرو، استخدام، آموزش، توسعه، حفظ و حقوق کارکنان

.VRIO analysis

هدف این ابزار تحلیل، ارزیابی منابع است. بواسطه تحلیل VRIO میتوان منابع سازمانی که موجب مزیت رقابتی پایدار میشوند را شناسایی کرد و همچنین میتوان منابع را طبق جنبه های خاص دسته بندی کرد. 4 عنصر اصلی تحلیل VRIO عبارتند از:

ارزشمندی: آیا منابع برای مشتریان ارزش دارند؟

نایاب بودن:  آیا منبع یا تکنولوژی نادری را تحت اختیار دارید؟ آیا محصولی کمیاب در عین حال پرتقاضا را تولید می‌کنید؟

تقلیدناپذیری: آیا رقبا میتوانند از آن تقلید کنند؟ آیا تقلید از یک منبع مقرون به صرفه  است؟

سازماندهی:  آیا کسب و کار شما  سیستم و ساختار مناسب برای سود بردن از منابع را دارد؟

با بررسی این چهار حوزه در کسب و کار خود می‌توانید برنامه‌ای راهبردی برای برآورده کردن نیازهای مشتری‌هایتان ایجاد کنید.

مزیت های این مدل تحلیل:

به شما این قابلیت را میدهد تا از مزیت های ناشناهته قبلی استفاده کنید.

میتوانید مسیر  برنامه های آینده خود را تعیین کنید و منابع کسب و کار خود را بهتر تقسیم بندی کنید

به شما در ارزیابی و شناسایی فرصت ها و تهدیدهای بالقوه به منظور اولویت بندی آنها کمک میکند

5.  مدل نیروهای پنج گانه پورتر

با استفاده از این مدل  میتوانید عوامل اقتصادی که  بر کسب و کار شما تاثیر میگذارند و موقعیت  رقابتی شما را تعیین میکند شناسایی کنید. این 5 عامل بر روی يكديگر ماهيت و يا شدت رقابت در صنعت را مشخص مي‌نمايد و بر خدمات مشتریان و ظرفیت سودآوری شرکت تاثیر می‌گذارند. این پنج نیرو یا عامل عبارتند از:

  1. قدرت چانه زنی خریداران: هرچه تعداد خریداران نسبت به عرضه کنندگان کم‌تر باشد، خریداران قدرت بیشتری خواهند داشت که در این صورت خریداران به سراغ محصولات ارزان تر میروند و درنتیجه قیمت آن محصول در بازار کاهش میابد.
  2. قدرت چانه زنی  عرضه کنندگان: در صورتی جایگزین های زیادی وجود نداشته باشد، عرضه کنندگان مواد خام، قطعات و… میتوانند بر شرکت تسلط داشته باشند.
  3. تهدید محصولات جایگزین: هرچقدر قدرت جایگزین پذیری یک محصول با محصولی ارزانتر بیشتر باشد، رقابت در آن صنعت بیشتر خواهد بود و در نتیجه ریسک جایگزین شدن کالای قدیمی تر بالاتر میرود.
  4. تهدید ورودتازه واردها: ورود تازه واردها به بازار باعث تضعیف موقعیت شما در این رقابت میشود هرچند اگر موانعی در ورود به بازار در اختیار داشته باشید میتوانید موقعیت خود را حفظ و ورود تازه واردها را محدود کنید.
  5. رقبا: این عامل شدت رقابت میان شرکت ها را ارزیابی میکند. اقداماتی که شرکت ها برای جذب مشتری مانند کاهش قیمت، افزایش تبلیغات و…  انجام میدهند همگی باعث تشدید رقابت بازار میشوند.

در تصویر زیر عوامل تاثیرگذار بر هریک از قدرت های پنج‌گانه نیز ذکر شده‌اند

6.مدل تحلیل 4 گوشه

طراحی مدل تحلیل 4 گوشه به گونه‌ای است که به تحلیل‌گران این امکان را می‌دهد تا اهداف و نقاط قوت شرکت‌های رقیب را ارزیابی کنند و همچنین در پیشبینی تغییرات استراتژیک احتمالی رقبا و  تعیین واکنش آنها نسبت به تغییرات محیطی و صنعتی    کاربردی است.  این مدل با بررسی راهبرد ، اهداف آتی ، مفروضات و قابلیت اصلی شرکت های رقیب به تحلیل‌گران اجازه میدهد تا به 4 سوال اصلی بپردازند:

1.انگیزه: چه چیزی رقبا را برمی‌انگیزد؟ به دنبال عوامل محرک در سطوح و ابعاد مختلف باشید تا درمورد اهداف آتی بینش کسب کنید.

2. راهبرد فعلی: رقبا چه کاری انجام میدهند و قابلیت انجام چه کارهایی را دارند؟ اگر آنها از وضعیت کنونی خود راضی هستند با همان راهبرد به کار خود ادامه میدهند در غیر این صورت تیم مدیریتی آن شرکت راهبرد جدیدی را طراحی خواهد کرد.

3. قابلیت‎‌ها: نقاط ضعف و قوت رقبا چیست؟

4. مفروضات: تیم مدیریتی رقیب چه مفروضاتی را در نظر دارد؟ مفروضات تصمیمات راهبردی شرکت را تحت تاثیر قرار میدهند  بنابراین بررسی آنها به ما در شناسایی جهت گیری  و نقاط ضعف رقبا کمک میکند.

مزیت‌های مدل تحلیل 4 گوشه:

1.می‌توانید با ذهنیت رقبا آشنا شوید.

2.  می‌توانید باورها و فرضیات رقبایتان را بررسی کنید.

3. با واکاوی رفتارها و اقدامات پیشین میتوانید رفتارو اقدامات آتی را پیش‌بینی کنید و در عین حال  چشم‌تان به تغییرات راهبردی احتمالی نیز باشد.

7.تجزیه و تحلیل شکاف ((Gap analysis

این نوع تحلیل اشاره به مقایسه عملکرد واقعی با عملکرد بالقوه دارد. اگر شرکتی از منابع خود بهترین استفاده را نکند، ممکن است محصول یا عملکرد آن شرکت  کم‌تر از پتانسیل ایده‌آل باشد شکاف در اینجا به معنای “فاصله بین موقعیت تجاری فعلی و موقعیت ایده‌آل” می‌باشد. تجزیه و تحلیل شکاف را می‌توان در دو سطح راهبردی (مقایسه وضعیت شرکت با استانداردهای صنعتی) و اجرایی (مقایسه عملکرد و وضعیت شرکت با وضعیت ایده‌آل) اجرا کرد.

5 مرحله تجزیه و تحلیل شکاف به صورت زیر است:

1.تمرکز بر روی یک حوزه مشخص

2. شناسایی اهداف

3. بررسی موقعیت کنونی

4. تعیین موقعیت ایده‌آل آتی

5.  شناسایی شکاف موجود بین این دو موقعیت و برطرف کردن آن

شرکت ها میتوااند بسته به نوع هدف و موقعیت مدنظر خود از ابزاری برای تجزیه و تحلیل شکاف استفاده کننده. این ابزار عبارتند از:

1.تحلیل SWOT

2. چارچوب7s مکنزی : این مدل به شما در تعیین برآورده شدن انتظارات شرکت کمک میکند و شامل 7 عنصر اصلی است:

3. مدل نادلر تاشمن:

این مدل بررسی می‎کند که چگونه هر فرآیند کسب و کار بر فرآیندهای دیگر تاثیر می‎گذارد. همچنین مشخص می‎کند که شکاف ها چه تاثیری بر کارایی می‎گذارند. این مدل، یک دید کلی از روند عملیات سازمان شما، از ابتدا (ورودی) تا انتها (خروجی) ایجاد می‎کند. این فرآیندها به سه دسته ورودی (شامل فرهنگ و نیروی کار شرکت و  تمام منابع تولیدی)، تبدیل (سیستم‌ها و تیم هایی که وظیفه تبدیل منابع ورودی به محصول خروجی را بر عهده دارند)، خروجی (محصول یا خدمات نهانی) تقسیم میشوند

8. تحلیل PESTEL

PESTEL یک مدل راهبردی برای تحلیل محیط کسب و کار اجرایی شرکت است. تیم های مدیریتی در طی فرآیند برنامه ریزی راهبردی و مدیریت ریسک سازمانی از این مدل استفاده می‌کنند. عناصر کلیدی این مدل  را می‌توان در دیگر ابزار مدیریت راهبردی مانند تحلیل SWOT و مدل پورتر گنجاند.

عناصر مدل PESTEL شامل موارد زیر است:

عوامل سیاسی: اقدامات و سیاست های دولت (مانند مالیات، ابتکارات سیاست مالی، مناقشات تجارت آزاد، سیاست ضد انحصار و ضد رقابتی) که بر بازار ناثیر می‌گذارند.

عوامل اقتصادی: عواملی مانند نرخ بهره، نرخ استخدام، تورم، نرخ مبادلات را در این مدل  به راحتی میتوان سنجید.

عوامل اجتماعی:  به تغییر و تحولات در سبک زندگی  سهام‌داران و ذینفعان اشاره دارد که بر فعالیت‌های تجاری شرکت اثر می‌گذارند(مانند ترندهای سبک زندگی، باورهای مشتری).سنجش این نوع عوامل سخت تر از سنجش عوامل اقتصادی است اما نباید از ناثیر شگرف عوامل اجاماعی بر صنعت غافل شد.

عوامل تکنولوژیک: امروزه تکنولوژی در تمام حوزه ها حضور دارد و نمیتوان از تاثیر آن بر سازمان ها و شرکت ها غافل شد. عوامل تکنولوژیک شامل اتوماسیون، زیرساخت های فناوری و امنیت سایبری و … میشوند.

عوامل محیطی: تغییرات در محیط فیزیکی میتوانند باعث ایجاد فرصت‌ها و خطر‌های مادی برای شرکت‌ها شوند. نمونه‌های عوامل محیطی عبارتند از میزان انتشار کربن، اثرات تغییرات آب‌و‌هوایی و مدیریت منابع طبیعی

عوامل قانونی: این عوامل ناشی از تغییر در محیط نظارتی هستند که بطور گسترده بر اقتصاد، صنایع خاص و حتی کسب و کارهای فردی در یک بخش خاص تاثیر می‌گذارند. این عوامل شامل مواردی همچون  نظارت صنایع، مجوزهای لازم برای فعالیت، قوانین استخدام و حمایت از مصرف کننده،  حفاظت از حق مالکیت میباشد.