سلسله درس های مدیریتی از زندگی Steve Jobs – یکی از موفق ترین رهبران

سلسله درس های مدیریتی از زندگی Steve Jobs – یکی از موفق ترین رهبران کسب و کار جهان

فهرست مطلب

در سال 1985 از Apple اخراج شد! اما در 1997 برای نجات Apple از بحران ورشکستگی به این شرکت بازگشت و هنگام مرگش در سال 2011 میلادی، Apple به گران قیمت ترین شرکت جهان مبدّل شده بود…

طی این مسیر طولانی و پر فراز و نشیب، Steve موفق به ایجاد تغییر و تحولات اساسی در هفت صنعت جهان شد: علم محاسبات شخصی، فیلم سازی انیمیشن، موسیقی، تلفن همراه، کامپیوترهای تبلت (tablet)، خرده فروشی الکترونیک و بالاخره نشر دیجیتال. از این رو، نام Steve Jobs در رده بزرگترین مخترعان تاریخ امریکا از جمله Thomas Edison، Henry Ford و Walt Disney جای گرفته است. البته علت اصلی شهرت یافتن نام این اشخاص در تاریخ، تصویر جدیدی از فناوری و کسب و کار است که به مردم سراسر دنیا ارائه نموده اند.

چند ماه پس از چاپ کتاب من درباره بیوگرافی Steve Jobs، نویسندگان و مفسّران زیادی سعی نمودند “نکات و درس های مدیریتی” را از زندگی او که در این کتاب بدان پرداخته شده بود، استخراج نمایند. این افراد همگی از نگرش های مختص بخود برخوردارند، اما بنظر من بسیاری از آنان (به ویژه آن عده که تجربه زیادی در عرصه کارآفرینی نداشتند)، بیش از حد بر وجهه سخت گیرانه و خشن شخصیت Jobs تأکید نموده اند. در حقیقت، ماهیت Steve Jobs به گونه ای بود که شخصیت وی با روش کسب و کار او در هم آمیخته و تلفیق گشته بود. به نوعی عمل می نمود که گویی قوانین معمول و رایج انسان ها درباره وی معنا و مفهومی نداشته و شور و اشتیاق وصف ناپذیرش به زندگی، پویایی و حساسیت روز افزون اش، در واقع همان اکسیرهایی بودند که در ابداع و ساخت محصولات بی همتای خود از آنها استفاده می نمود. حتی می توان گفت که کج خلقی ها و کم طاقت بودن Steve نیز جزء لاینفکی از روح “کمال گرای” این مدیر موفق بشمار می رفت.

در یکی از آخرین ملاقات هایی که با او داشتم، مجدداً درباره عادت و گرایش او به سخت گیری در مورد کارمندانش سوال کردم.

Steve چنین پاسخ داد: “به نتایج نگاه کنید! تمام افرادی که من با آنها کار می کنم، اشخاصی با بهره هوشی بسیار بالا هستند که اگر احساس می کردند در Apple به آنها ظلم می شود یا مورد بی مهری قرار می گیرند، می توانستند بهترین مشاغل را در شرکت های دیگر جهان از آن خود کنند! اما هیچ یک، چنین کاری نکرده اند.” سپس چند ثانیه سکوت کرد و سپس با شعف اضافه نمود: “و البته ما کارهای خارق العاده ای را انجام داده ایم.”

و شواهد نیز حاکی از آن است که Steve و Apple طی دوازده سال گذشته موفق به ابداع محصولاتی شده اند که در هیچ از شرکت های نوآور و خلاق جهان مدرن امروز، شاهد آنها نبوده ایم: iMac، iPod، iPod nano، iTunes Store، Apple Stores، MacBook، iPhone، iPad، App Store، OS X Lion. و سرمایه های دیگری که در زمان دست و پنچه نرم کردن با بیماری سخت خود داشت، همکاران وفاداری بودند که سالها در زندگی و کسب و کار از وی الهام گرفته اند و نیز همسر، خواهر و چهار فرزندش.

با این حال، در این مقاله به برخی نکات و درس های مدیریتی که بعنوان رموز موفقیت Steve Jobs می توان از خلال زندگی و صحبت های وی استخراج نمود، اشاره می گردد:

 

تمرکز:

هنگامیکه Jobs در سال 1997 به Apple بازگشت، شرکت در حال اجرای خط تولید تصادفی و بی نظم برخی کامپیوترها و لوازم جانبی آنها مانند نسخه های متفاوتی از کامپیوترهای Macintosh بود. پس از برگزاری چند جلسه بازبینی محصول، Steve بالاخره طاقت خود را از دست داد و فریاد زد: “لطفاً تمامش کنید! احمقانه است.” سپس ماژیکی را در دست گرفت، به سمت یک وایت برد رفت و یک شبکه دو به دو بر روی آن کشید و گفت: “این چیزی است که ما بدان نیاز داریم.” پس از آن، دو ستون را به سمت بالا امتداد داد و آنها را به ترتیب “مصرف کننده” و “محصول” نامید و دو ردیف را هم “دسکتاپ” و “پرتابل” نامید. وی برای اعضای تیم خود توضیح داد که وظیفه آنها تمرکز بر این چهار مورد مهم می باشد که هر تیم مسئولیت یک چهارم از کل وظیفه را بر عهده خواهد داشت. همچنین اعلام نمود که بایستی تولید تمامی محصولات دیگر متوقف شود! سکوت سنگینی در جلسه برقرار شد. با این حال، Steve توانست با تمرکز بر تولید تنها چهار نوع کامپیوتر، شرکت را از خطر انحطاط نجات دهد. وی در مصاحبه با من اظهار نمود: “تصمیم گرفتن درباره انجام ندادن یک کار به اندازه تصمیم به اجرای آن، حائز اهمیت است. این اصل در رابطه با شرکت ها و محصولات آنها نیز صحت دارد.”

پس از آنکه Jobs توانست شرکت را به وضعیت سلامت خود بازگرداند، هر ساله جلساتی بنام بازبینی با “100 کارمند برتر” خود تشکیل می داد و در واپسین روز برنامه، در مقابل وایت برد می ایستاد و از آنها می پرسید: “10 پروژه ای که ما باید در سال بعد به اجرا برسانیم، کدام ها هستند؟” اعضای تیم با اشتیاق و پس از بحث و جدال فراوان پیشنهادات خود را برای اضافه کردن به لیست ارائه می دادند. Jobs پیشنهادات را روی تخته می نوشت و سپس آنهایی را که بنظرش نامناسب می رسیدند، خط می زد. در نهایت، گروه 10 پیشنهاد نهایی را انتخاب می کرد. سپس Jobs زیر 7 تای آنها خط می کشید و می گفت: “فقط می توانیم 3 تایشان را عملی کنیم!!”

تمرکز عاملی بود پیوندخورده و یکپارچه با شخصیت Steve Jobs.او بیرحمانه آنچه را که تصور میکرد مانع پیشرفت است، حذف می نمود.

بارها همکاران و خانواده اش از شکست در جلب توجه Steve به موضوعاتی که برای آنها مهم می نمود (همانند یک مشکل قانونی یا تشخیص پزشک او)، عصبانی می شدند. زیرا او در این مواقع تنها نگاه سردی می کرد و مجدداً چشمان متمرکز و لیزر مانند خود را به کارش می دوخت.

تقریباً در اواخر عمر او، Larry Page -مدیر کل قبلی شرکت Google که قصد داشت سکان هدایت این شرکت را دوباره بدست گیرد- به ملاقات Jobs رفت. گرچه شرکت های این دو، رقابت و عداوت قدیمی ای با هم داشتند، اما Jobs پیشنهادات و اندرزهای خود را به Page ارائه داد. با این هدف که Google قصد رشد کردن دارد، وی به Page چنین گفت: “الان همه چیز به وضوح یک نقشه است. 5 محصولی که می خواهید در آینده بر آنها تمرکز نمایید، کدام است؟ خودتان را از شرّ بقیه خلاص کنید، زیرا شما را مانند Microsoft به زیر آب می کشند و باعث می شوند محصولاتی تولید نمایید که گرچه کافی بنظر می رسند، اما عالی نیستند.” Page نیز به این اندرز عمل نمود و در آغاز سال 2012 از کارمندان خود خواست که تنها بر چند اولویت مانند Android و Google+ تمرکز نمایند، اما آنها را مانند آنچه Jobs انجام داد، “زیبا” بسازند!

 

تقریباً در اواخر عمر او، Larry Page -مدیر کل قبلی شرکت Google که قصد داشت سکان هدایت این شرکت را دوباره بدست گیرد- به ملاقات Jobs رفت. گرچه شرکت های این دو، رقابت و عداوت قدیمی ای با هم داشتند، اما Jobs پیشنهادات و اندرزهای خود را به Page ارائه داد. با این هدف که Google قصد رشد کردن دارد، وی به Page چنین گفت: “الان همه چیز به وضوح یک نقشه است. 5 محصولی که می خواهید در آینده بر آنها تمرکز نمایید، کدام است؟ خودتان را از شرّ بقیه خلاص کنید، زیرا شما را مانند Microsoft به زیر آب می کشند و باعث می شوند محصولاتی تولید نمایید که گرچه کافی بنظر می رسند، اما عالی نیستند.” Page نیز به این اندرز عمل نمود و در آغاز سال 2012 از کارمندان خود خواست که تنها بر چند اولویت مانند Android و Google+ تمرکز نمایند، اما آنها را مانند آنچه Jobs انجام داد، “زیبا” بسازند!

حقوق مادی و معنوی این مقاله متعلق به مدرسه عالی کسب و کار ماهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

امتیاز دهی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.