نکاتی پیرامون “مدیریت فردی” در آغاز سال 2012 میلادی

نکاتی پیرامون “مدیریت فردی” در آغاز سال 2012 میلادی

فهرست مطلب

اکنون که در نخستین روزهای سال 2012 میلادی بسر می بریم، بنظر می رسد شما فهرست عظیمی از بایدها و نبایدهایتان را برای شروع فعالیت مجدد در سال جدید تهیه کرده باشید که البته اکثر آنها مربوط به کارهای معین شده اما عقب افتاده سال های قبل می باشند. با این حال، ممکن است برخی روش ها و ایده های نوین نیز برای انجام این فعالیت ها در ذهنتان نقش بسته باشد که به تکامل اندیشه های پیشین شما کمک می کنند. 

ممکن است بعضی از شما از قرار دادن موارد ذیل در فهرست 5 نکته اصلی مدیریتی برای شروع سال 2012 شگفت زده شوید. اما در ادامه این مقاله متوجه خواهید شد که اغلب مدیران در رویارویی با 5 عامل ذیل، از توانایی کافی برخوردار نیستند:

 

خانواده:

در اینجا می خواهیم به رویکرد خانواده از دیدگاهی متفاوت با بسیاری از دیدگاه های رایج نگاه کنیم. در حالیکه افراد زیادی معتقدند بایستی همواره میان روابط شغلی و خانوادگی خود تعادل برقرار نمود، ما توصیه ساده ای برای شما داریم:

 

سعی نکنید روابط با خانواده تان را متعادل کنید، بلکه خانواده را در قالب یکی از اولویت های خود قرار دهید.

 تجربه کاری طولانی مدت ما نتوانسته است این امر را اثبات کند که موفقیت در محیط کار لزوماً منجر به شاد بودن شما در خانه خواهد شد. زیرا اگر همسر و فرزندان شما رضایت کافی از شرایط خویش نداشته باشند، وقت آن رسیده است که به کنترل مجدد و واقع گرایانه اولویت های خود بپردازید. مثلاً اگر گپ زدن با دوستان آنلاین خود را به گذراندن وقت با فرزندتان ترجیح می دهید، بهتر است هر چه زودتر کابل اینترنت را قطع کنید! در اینجا یک حقیقت تلخ نهفته است و آن اینکه: اگر به بهانه سرمایه گذاری بیشتر در کار، از اختصاص دادن وقت بیشتر به خانواده خود چشم پوشی کنید، در نهایت شما و اطرافیان مجبور خواهید شد تاوان سنگینی برای این کار بپردازید. واضح است که ارزشگذاری بیشتر بر تعهدات محیط کار نسبت به تعهدات خانوادگی امری است کاملاً اشتباه و غیر ضروری. لذا اگر خانواده را اولویت خود قرار دهید، نه تنها در شغل تان با مشکل مواجه نخواهید شد، بلکه شاهد اثرات مثبت آن نیز خواهید بود. پس بهتر است از همین امروز خانواده را در فهرست اولویت های اول خود قرار دهید، زیرا که بعداً فرصتی برای جبران خسارات ناشی از آن نخواهید داشت.

 

 فضای خالی یا سپید:

در صورتیکه افکار یک مدیر بیش از همه در فضای آینده و اهداف آتی او سیر کند، مسلماً از زمان حال خود و بهره برداری کافی از آن محروم خواهد ماند.

 دانش و مهارت های موردنیاز برای نیل به موفقیت تنها زمانی بروز می نمایند که کاملاً بر هدف خود متمرکز شویم. و این همان معنای زندگی کردن در زمان حال است که منجر به خلاقیت، رشد، ترقی و نوآوری خواهد شد. تنها اشکال زندگی کردن در زمان حال این است که بسیاری از مدیران این مفهوم را با انجام دادن تمامی کارها به تنهایی اشتباه می گیرند. آیا تاکنون حین یک مذاکره با فردی مواجه شده اید که به محض برقراری سکوت در جلسه، سعی دارد با حرف زدن یا طرح سؤال، شکاف ایجاد شده را از میان بردارد؟ دقیقاً همین پدیده در ارتباط با مدیران اجرایی ای اتفاق می افتد که دائماً به دنبال یک فضای خالی در تقویم رومیزی خود برای اضافه نمودن فعالیتی جدید به فهرست کارهایشان هستند. گرچه این کار اشتباه فاحشی است و مدیران هوشمند هرگز تقویم خود را با فعالیت های بیفایده پر نمی کنند، بلکه بطور استراتژیک برای فضاهای خالی یا سپید خود برنامه ریزی می نمایند تا تلاش های قبلی شان را با کیفیت بیشتری تکمیل نمایند.

این نکته را بیاد داشته باشید که: “مدیریت همیشه به معنای انجام کارهای جدید نیست. بلکه در اکثر مواقع نیازمند بازگشت به عقب و ایجاد فضاهای سپید یا خالی جهت تکمیل توسط اعضای تیم کاری شماست که در واقع همان معنای رهبری حقیقی را شامل می گردد.”

 

 ارتقاء توان شنیدن:

 آیا حقیقتاً می خواهید به یک رهبر موفق و متفاوت مبدّل شوید؟ پس کمی از زمان صحبت کردن خود کاسته و بیش از پیش به شنیدن محاورات اطراف خود بپردازید. مدیر بودن بمعنای تکرار هر روزه عقاید شما نیست و مدیران زیرک و عاقل می دانند که گوش فرا سپردن در مذاکرات بیش از تکلم، سرنخ ها و نکات ضروری را در اختیار آنان قرار خواهد داد.

اما متأسفانه در عصر ارتباطات پایدار کنونی، بنظر می رسد که اغلب افراد سعی دارند آنچه به ذهنشان می رسد را سریعاً به دیگران منتقل نموده و خود را از درک ارزش های موجود در نگرش های دیگران محروم می نمایند.

 

 عدم یادگیری غیر ضروری:

ما با گذشت زمان و کسب تجارب، بدین مهم دست یافته ایم که ژرف ترین جنبه یادگیری که اغلب نیز مورد غفلت قرار می گیرد، تشخیص لزوم عدم یادگیری مطالب اضافی و غیرضروری است. مسلماً همگی ما اطلاعات، دانش و باورهایی را آموخته ایم که خود می دانیم در زمان حال به کارمان نمی آیند، زیرا به روز رسانی نشده اند.

تعریفی بهتر از این برای یک فرد کوته فکر وجود ندارد: شخصی که حاضر به تغییر نگرش های خود نیست. و علت آن نیز چنین است که: هیچ کس پاسخ تمام سوالات را نمی داند، پس چرا باید تظاهر به دانستن همه چیز کنیم؟ این طرز تفکر، تنها شما را مبدل به یک متفکر ساکن می نماید که افکار و اندیشه هایش را در زندانی از میانه روی و قابلیت های از بین رفته خود، اسیر نموده است. در شرایطی که جهان دائماً در حال تغییر و تحول است، بازارهای کسب و کار رو به رشد وسیع گذاشته اند و اذهان افراد هر روز در حال توسعه یافتن است، چگونه می توان ساکن، مرداب وار و بدون تغییر باقی ماند و بازهم انتظار پیشرفت داشت؟!

 

“هوشمندترین افراد کسانی هستند که پیوسته در پی تغییر نگرش های خود می باشند.” 

 آنان از خود توقع بدون اشتباه زندگی کردن را ندارند، اما انتظار کسب نتایج بی نقص را دارند و آنچه در جستجویش هستند، یادگیری، رشد، توسعه و بلوغ و تکامل بیشتر است. جرأت مواجهه با عقاید مخالف به شما امکان می دهد تا ایده های صحیح خود را مجدداً تعریف کنید، باورهای غلط تان را دور بریزید و باورهای جدیدی را جایگزین آنها نمایید. تمامی این دستاوردها در قالب توانایی تکامل و ظرافت بخشی به تفکر و اندیشه شما توصیف می گردد که خود باعث ظهور تغییرات و نوآوری هایی است که هر سازمان برای بقا بدانها نیازمند است. توانایی رهبران و مدیران در تغییر نگرش های خود نوعی نمایش تواضع، اعتماد بنفس، بلوغ و تکامل فردی است که قابلیت پیشرفت را برای آنان به ارمغان می آورد. تمامی کارمندان در آرزوی داشتن مدیرانی بسر می برند که نفس خود را فدای اندیشه درست می نمایند.

 

 مشارکت:

شما هرگز برای خودتان مدیریت نمی کنید، بلکه برای کسانی خدمت می کنید که رهبری آنها را در دست دارید. شاید هیچ چیز آسیب رسان تر از مدیرانی نباشد که ارتباط کافی با اعضای تیم خود ندارند. مدیران زیرک بیشتر زمان خود را به آغاز یا توسعه مذاکرات با دیگران اختصاص می دهند و هرگز از بحث و گفتگو نمی هراسند. هر چه بیشتر دیگران را در کارهای خود مشارکت دهیم، مدیریت بهتر و مفیدتری خواهیم داشت. ایجاد اعتماد بنفس، اعتماد متقابل و وفاداری بدون مشارکت کامل امکانپذیر نیست. با استفاده از روش ها و فناوری های روز دنیا و یا به هر صورت که می توانید، خود را در کارهای بزرگ مشارکت دهید.

حقوق مادی و معنوی این مقاله متعلق به مدرسه عالی کسب و کار ماهان است.

دیدگاهتان را بنویسید

امتیاز دهی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.