7 راه تضمینی برای پولدار شدن به روش پدر پولدار

قبل از آنکه کیف پولتان را از فقیر به ثروتمند تبدیل کنید, باید ذهنتان را از فقیر به ثروتمند تبدیل کنید. 

                                                                                                                                                   رابرت کیوساکی

مثل پولدارها فکر کنید

زندگی، انتخاب کردن است. وقتی که نه سالم بود، من پولدار شدن را انتخاب کردم. من دو پدر داشتم، یکی پولدار و دیگری بی‌پول بود. پدر واقعی من، یعنی پدر بی‌پول، تحصیلات عالی در سطح PhD داشت و بسیار باهوش بود. پدر بهترین دوستم، یعنی پدر پولدار، کلاس هشتم را هم نتوانست به پایان برساند. هر دویشان در حرفه خود بسختی کار می‌کردند و موفق بودند. هر دویشان درآمد قابل توجهی داشتند، با این حال یکی از آنها از نظر مالی همیشه در تنگنا بود. آن دیگری بزرگترین سرمایه‌دار هاوایی بود. یکی از آنها با برجای گذاشتن دهها میلیون دلار برای خانواده‌اش، موسسات خیریه، و کلیسای محل فوت کرد. آن دیگری صورتحساب‌های پرداخت نشده از خود بجای گذاشت. هر دویشان نصیحت‌هایی به من می‌کردند، اما نصیحت‌شان متفاوت بود. هر دو آنها قویاً به تحصیلات اعتقاد داشتند اما هر کدام رشته تحصیلی متفاوتی پیشنهاد می‌کردند.

اگر فقط یک پدر داشتم، مجبور بودم توصیه‌اش را رد یا قبول کنم. داشتن دو پدر این انتخاب را به من داد که دو دیدگاه داشته باشم: یکی از پدر پولدار و یکی هم از پدر بی‌پول.

بجای اینکه بسادگی یکی از آنها را قبول یا رد کنم، سعی کردم در این مورد بیشتر فکر کنم و مقایسه کنم و سپس انتخاب کنم. مشکل این بود که مرد پولدار هنوز آنقدر پولدار نشده بود، و مرد بی‌پول هنوز آنقدر بی‌پول نشده بود. هر دو آنها تازه کارشان را در حرفه خود شروع کرده بودند، و هر دو برای پول تلاش می‌کردند. اما هر کدام از آنها دیدگاه متفاوتی نسبت به پول داشت.

در سن نُه سالگی، من انتخاب کردم که به پدر بی‌پول، حتی با وجود تحصیلات دانشگاهی که داشت، گوش نکنم،. من تصمیم گرفتم در مورد پول به حرف پدر پولدارم گوش کنم و از او یاد بگیرم. به کلامی دیگر، من تصمیم گرفتم پولدار شوم. درسهایی که من از او یاد گرفتم، درسهایی است که با شما به اشتراک می‌گذارم.

وقتیکه نوجوان هستیم، عموماً بزرگترها بجای ما انتخاب می‌کنند. همچنانکه رشد می‌کنیم و بالغ می‌شویم، میاموزیم که خودمان انتخاب کنیم، انتخابی آهسته، با روندی ثابت و سرشار از شادی و گاهی ناامیدی. اکنون زمان آن رسیده است که یکی از اساسی‌ترین و بحرانی ‌ترین تصمیم زندگی‌مان را بگیریم: کنترل داشتن برامور مالی. چرا بحرانی؟ چون اگر بر امور مالی کنترل داشته باشی، به اندازه‌ای قدرتمند خواهی شد که زندگی جدیدی برای خود تشکیل می‌دهی. این انتخاب، در حقیقت، مجموعه‌ای از انتخابهای کوچک است. تصمیم به تغییر آینده مالی‌تان صرفاً مقدمات کار است. تصمیم به پیگیری و اداره کارها، هر روز که چشمتان را باز می‌کنید، انتخاب بحرانی‌تری ست. چه راهی را باید انتخاب کنید که به خط پایان برسید؟

این آموزش، نقشه راه برای رسیدن به زندگی مطلوب‌تان است. شما در سه بخش هدایت می‌شوید:

1 – مسیری ناهموار با ایده‌های غنی

2 – اطلاعات عملی

3 – تمرینهای طرح‌ریزی شده. نه اینکه جهت حرکت را به شما نشان دهیم، بلکه برای اینکه چراغی در مسیرتان روشن کرده باشیم.

 در بخش اول “مثل پولدارها فکر کنید”، شما روشهای قدیمی را کنار می‌گذارید و با ایده‌های جدیدی که قدرتمندانه شما را به جلو هدایت می‌کنند آشنا می‌شوید تا قله استقلال مالی را فتح کنید. در بخش دوم، “از ثروتمندان بیاموزید”، شما دانش لازم را برای ادامه پیشروی در این مسیر فرا می‌گیرید. در بخش سوم، “همان کارهای ثروتمندان را بکنید”، شما با یک برنامه گام به گام به طرف مقصدتان هدایت می‌شوید.

اما قبل از همه اینها، وضعیت مالی خود را بررسی کنید. در ادامه مطلب در صفحات آینده، شما با ترسهای تان، تفکرات کهنه‌تان، و موانع فکری و روحی و محیطی نهفته در وجودتان آشنا می‌شوید که تا کنون جلوی پیشرفت شما را می‌گرفتند.

شما فهرستی از نقاط قوت‌ها، اشتیاق‌ها و علاقه‌مندی‌های‌تان می‌سازید، چیزهایی که همواره در خودتان داشتید ولی از وجوشان آگاه نبودید، قدرتهایی که می‌تواند شما را از پیچ و خم‌های مشکلات مالی برهاند. و با ایده‌های جدیدی درباره پول آشنا می‌شوید، ایده‌هایی که نیروهای درونی شما را همسو می‌کند و در مسیر رویاهای‌تان به پیش می‌برد.

رابرت کیوساکی؛ یک کارآفرین و سرمایه گذار که در دبیرستان از مدرسه اخراج شد، یکی از محبوبترین نویسنده‌های کتاب‌هایی با موضوع پول و ثروت و یکی از مفسران زندگی امروزی است. کتابش با نام “پدر پولدار, پدر بی پول” به عنوان کتاب شماره یک علم مالی تا حالا است، که در آن به جزییات رسیدن به استقلال مالی و رهایی از بند بی پولی پرداخته است وی هم اکنون به “پدر پولدار” معروف است.

پدر پولدار به من می‌گفت، راه‌های زیادی برای ثروتمند شدن وجود دارد و هر یک از آن‌ها بهایی دارد. برخی از این راه‌ها به شرح زیرند:

 

1 – با افراد ثروتمند ازدواج کنید.

می‌توانید به خاطر پول کسی با او ازدواج کنید و ثروتمند شوید و همه ما می‌دانیم که این روش چه بهایی دارد. پدر پولدار وقتی به این موضوع اشاره می‌کرد چهره‌اش را در هم می‌کشید و می‌گفت: « مردها و زن‌هایی هستند که به خاطر پول ازدواج می‌کنند، اما آیا می‌توانی زندگی کردن با کسی که دوستش نداری را تصور کنی؟ این بهای خیلی زیادی است.»

 

2 – با کلاه‌برداری، تقلب یا خلاف‌کاری ثروتمند شوید.

می‌توانید با کلاه‌برداری، تقلب یا خلاف‌کاری ثروتمند شوید. او می‌گفت: « ثروتمند شدن به طور قانونی خیلی آسان است، به همین دلیل نیازی به نقض قانون و پذیرش ریسک به زندان افتادن نیست، مگر اینکه واقعاً از وحشت این کار لذت ببرید. به نظر من، ریسک زندان رفتن بهای خیلی زیادی است. من می‌خواهم برای به دست آوردن آزادی خودم ثروتمند شوم، پس چرا ریسک به زندان رفتن را به جان بخرم؟ به این شکل عزت نفسم را از دست می‌دهم.»

او در این ارتباط با بیان تجربه‌های خودش تأکید می‌کرد: « من اگر کار غیر قانونی انجام می‌دادم، نمی‌توانستم با خانواده‌ام و دوستانم روبرو شوم. به علاوه، من دروغ‌گوی بدی هستم. حافظه ضعیفی دارم و نمی‌توانم حساب دروغ‌هایم را نگاه دارم، بنابراین بهترین کار برای من راست‌گویی بود، به نظر من درست‌کاری بهترین سیاست است.»

 

3 – از طریق ارث ثروتمند شوید.

می‌توانید از طریق ارث ثروتمند شوید. پدر پولدار می‌گفت: « مایک بیشتر اوقات احساس می‌کند اموالش را خودش به دست نیاورده است. او نمی‌داند آیا می‌توانست خودش به تنهایی ثروتمند شود یا نه؟ بنابراین من دارایی خیلی کمی به او داده‌ام.من او را هم مثل تو راهنمایی کرده‌ام، اما این خود اوست که باید ثروت خود را به دست آورد. برای او مهم است که احساس کند خودش ثروتش را به دست آورده است، ولی فرد خوش اقبالی که پولی را به ارث می‌برد، چنین احساسی ندارد. »

وقتی من و مایک با هم بزرگ می‌شدیم، خانواده‌های هر دو ما به نسبت فقیر بودند؛ اما زمانی که ما به بزرگ‌سالی رسیدیم، پدر مایک خیلی پولدار شده بود، در حالی که پدر واقعی من هنوز فقیر بود. مایک ثروتی را از پدرش به ارث برد، مردی که او را پدر پولدار می‌نامم، ولی من با هیچ شروع کردم.

 

4 – با تبدیل شدن به یک ستاره فیلم، ستاره ورزشی یا فردی برجسته ثروتمند شوید.

می‌توانید با تبدیل شدن به یک ستاره فیلم، ستاره راک، ستاره ورزشی یا فردی برجسته ثروتمند شوید. پدر پولدار می‌گفت: « من باهوش، با استعداد، خوش سیما یا سرگرم‌کننده نیستم؛ بنابراین، ثروتمند شدن از طریق تبدیل شدن به فردی برجسته در مورد من واقع گرایانه نیست.»

هالیوود پر از ستارگان ورشکسته است. کلوپ‌ها مملو از گروه‌های راکی هستند که آرزوی شکستن یک رکورد طلایی را دارند. زمین‌های گلف مملو از گلف بازانی است که در آرزوی تبدیل شدن به یک گلف باز حرفه‌ای مثل تایگر وودز هستند، اما اگر به دقت به تایگر وودز نگاه کنید، متوجه می‌شوید که او برای رسیدن به جایگاهی که امروز در آن قرار دارد، بهای زیادی پرداخته است. تایگر بازی گلف را در ۳ سالگی آغاز کرد و تا ۲۰ سالگی، حرفه‌ای نبود بهایی که او پرداخت، ۱۷ سال تمرین بود.

 

5 – از طریق آز و طمع ثروتمند شوید.

شما می‌توانید از طریق آز و طمع ثروتمند شوید، جهان پر از چنین افرادی است. گفته‌ی مورد علاقه‌ی آن‌ها این است: « من خودم ثروتم را به دست آوردم و می‌خواهم آن را نگاه دارم». بیشتر اوقات، طمع آن‌ها نسبت به پول و دارایی به این معناست که نسبت به سایر چیزها هم حرص دارند، به عنوان مثال، وقتی از آن‌ها خواسته می‌شود به سایر مردم کمک کنند یا به دیگران چیزی بیاموزند، بیشتر اوقات بهانه می‌آورند که فرصت نداریم.

بهای « حرص » این است که باید برای تمام خواسته‌هایتان، سخت‌تر و بیشتر تلاش کنید. قانون نیوتن می‌گوید: « هر عملی، عکس العملی دارد » اگر شما فردی حریص باشید، مردم هم به همان شکل با شما رفتار خواهند کرد.

وقتی کسانی را می‌بینم که نسبت به پول بسیار سرسخت هستند، از آن‌ها می‌خواهم مرتب به کلیسا یا موسسه خیریه مورد علاقه خود کمک مالی کنند. پیروی از قوانین اقتصاد و فیزیک، آن چه می‌خواهید را به شما می‌دهد. اگر لبخند می‌خواهید، اول لبخند بزنید، اگر مشت می‌خواهید، اول مشت بزنید، اگر پول می‌خواهید، مقداری پول بدهید، ولی باز کردن مشت یا کیف پول برای افراد حریص می‌تواند کار خیلی سختی باشد.

 

6 – با « خسیس بودن » ثروتمند شوید.

این یکی از روش‌هایی بود که خون پدر پولدار را به جوش می‌آورد. او می‌گفت: « مشکل خسیس‌هایی که ثروتمند می‌شوند، این است که همواره خسیس باقی می‌مانند. دنیا از ثروتمندان خسیس متنفر است. به همین دلیل مردم از شخصیت اسکروچ در داستان مشهور چارلز دیکنز به نام سرود کریسمس، نفرت داشتند. پدر پولدار می‌گفت: « افراد ثروتمندی هم چون اسکروچ ثروتمندان را بدنام کرده‌اند. فقیرانه زندگی کردن و فقیرانه مردن، یک تراژدی است؛ اما فقیرانه زندگی کردن و ثروتمند مردن، دیوانگی است».

پس از اینکه آرام می‌شد، می‌گفت: « من فکر می‌کنم، « پول » یعنی «لذت بردن» بنابراین سخت کار می‌کنم، پولم سخت کار می‌کند و من از میوه‌های کارم لذت می‌برم.»

 

7 – با بهره‌گیری از هوش مالی ثروتمند شوید.

راه هفتم این است که شما می‌توانید با بهره‌گیری از هوش مالی ثروتمند شوید. زمانی که همان قدرت سرمایه‌گذاری دوران دوازده سالگی که در ساحل ایستاده و به ملک رو به اقیانوس پدرم نگاه می‌کردم را دوباره به دست آوردم، آموختن هوشمندی مالی را آغاز کردم. بسیاری از مردم به دلیل هوش بسیار زیاد در زمینه‌های کارآفرینی و سرمایه‌گذاری، ثروتمند می‌شوند.بسیاری از این افراد عوامل پشت صحنه را به درستی درک می‌کنند و جهان تجارت و سیستم‌های مالی را مدیریت، کنترل و دست‌کاری می‌کنند.

میلیون‌ها نفر از مردم با اطمینان خاطر پس‌اندازهای بازنشستگی و سایر پول‌های خود را در بازار سرمایه‌گذاری می‌کنند، اما در واقع خلق‌کنندگان بزرگ پول تصمیم‌گیرندگان سیستم‌های بازاریابی و توزیع سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی هستند، نه الزاماً افراد سرمایه‌گذار یا بازنشسته.

همان‌طور که پدر پولدار سال‌ها قبل به من آموخت، کسانی هستند که بلیت‌های مسابقه را می‌خرند و کسانی هستند که بلیت‌های مسابقه را می‌فروشند، فراموش نکن تو می‌خواهی در سمتی باشی که بلیت‌ها را می‌فروشند.

اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در print

دیدگاهتان را بنویسید

امتیاز دهی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *