اجرای استراتژی فرآیندی است که از طریق آن یک استراتژی انتخاب شده اجرا میشود. این شامل طراحی و مدیریت سیستمها برای دستیابی به یکپارچگی بهتر افراد، ساختار، فرآیندها و منابع در دستیابی به اهداف سازمانی است.
هنگامی که جنبههای خلاقانه و تحلیلی تدوین استراتژی حل شد، اولویت مدیریتی تبدیل استراتژی به اقدام موثر عملیاتی است. البته یک استراتژی هرگز کامل نمیشود، حتی به عنوان تدوین تا زمانی که تعهد به منابع سازمان را بدست آورد و در فعالیتهای سازمانی گنجانده شود.
بنابراین برای رسیدن به نتیجه باید استراتژی را اجرا کرد زیرا انتخاب صحیحترین استراتژی نیز بر فعالیتهای سازمانی و دستیابی به اهداف آن تأثیری نخواهد داشت. بنابراین اجرای موثر استراتژی برای سازمان امری ضروری است. اجرای استراتژی را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
با قضاوت از این تعریف، میتوان مشاهده کرد که دامنه فعالیتهای مدیریتی مرتبط با اجرای استراتژی، عملاً با کل فرآیند مدیریت همزیستی دارد. این به این دلیل است که کل فرآیند مدیریت بر اساس نیازهای استراتژی تنظیم میشود.
عوامل مهم در اجرای استراتژی
1) نهادینهسازی استراتژی
اولین اقدام اساسی که برای عملیاتی کردن یک استراتژی لازم است، نهادینهسازی آن است. از آنجایی که استراتژی به دلیل طراحی خوب و شفاف اعلام شده قابل قبول یا مؤثر نمیشود، اجرای موفقیتآمیز استراتژی مستلزم آن است که تدوین کننده استراتژی به عنوان مروج و مدافع آن عمل کند. غالباً انتخاب استراتژی به انتخاب شخصی استراتژیست تبدیل میشود زیرا متغیرهای شخصیتی او به عاملی تأثیرگذار در تدوین استراتژی تبدیل میشوند.
بنابراین، به استراتژی شخصی استراتژیست تبدیل میشود. بنابراین، نیاز ضروری به نهادینهسازی استراتژی وجود دارد، زیرا بدون آن، استراتژی در معرض از بین رفتن است. بنابراین، این وظیفه استراتژیست است که استراتژی را به گونهای به اعضای سازمان ارائه دهد که برای آنها جذاب باشد و حمایت آنها را به ارمغان میآورد. این باعث میشود که افراد سازمان احساس کنند که این استراتژی خودشان است نه استراتژی تحمیل شده به آنها. چنین احساسی باعث ایجاد تعهد برای موفقیت استراتژی میشود.
۲) تنظیم جو سازمانی مناسب
تنظیم جو سازمانی مرتبط با اجرای استراتژی برای عملی کردن استراتژی مهم است. جو سازمانی به ویژگیهای محیط داخلی اشاره دارد که همکاری، توسعه افراد، میزان تعهد و فداکاری افراد در سازمان و کارایی که با آن هدف به نتایج تبدیل میشود را نشان میدهد.
سازمانهایی که استراتژیشان با جو مساعد اجرا میشود، مؤثرتر از سازمانهایی هستند که چنین نیستند. افراد ابزار اجرای یک استراتژی خاص هستند و جو سازمانی اساساً شامل تلاشی گروهی است. یک مدیر ارشد نه تنها با ارائه استانداردهایی برای کارهایی که دیگران انجام میدهند بلکه همچنین کارهایی که انجام میدهد میتواند نقش مهمی در شکل دادن به جو سازمانی ایفا کند، زیرا جو سازمانی یک امر عملی است تا دستور.
۳) تدوین برنامههای عملیاتی مناسب
برنامههای عملیاتی، برنامه عملیاتی و تصمیماتی هستند که در بخشهای مختلف سازمان صورت میگیرد. اگر آنها به گونهای ساخته شوند که نتایج استراتژیک مورد نظر را منعکس کنند، با تمرکز بر آن عوامل مهم، به دستیابی به اهداف سازمانی کمک میکنند.
به عنوان مثال، در بودجهبندی، منابع بیشتری بر روی آن عواملی تخصیص داده میشود که برای موفقیت سازمان حیاتی هستند، همانطور که در فرآیند تدوین استراتژی توضیح داده شده است. راههای مختلفی برای اطمینان از اجرای برنامههای عملیاتی وجود دارد.
اگر هر مدیری استراتژی را درک کند، مطمئناً میتواند توصیههای برنامه مشاوران کارکنان و زیردستان را بررسی کند تا ببیند که آیا با الزامات استراتژی سازگار است. کمیتههای مناسب برای اینکه ببینند آیا مشارکت مثبتی دارند میتوانند برنامه اصلی را بررسی کنند. این امر هالهای از تشریفات را به تصمیمات برنامه و تاثیرات آنها بر استراتژی به روشنی مشخص میکند.
۴) توسعه ساختار سازمانی مناسب
ساختار سازمان الگویی است که در آن بخشهای مختلف سازمان بهم مرتبط یا بههمپیوسته میباشند. این قانون روابط میان موقعیتها و فعالیتهای مختلف را شرح میدهد. برای اجرای استراتژی، ساختار سازمان باید مطابق با نیازهای استراتژی طراحی شود.
رابطه بین استراتژی و ساختار را میتوان در قالب استفاده از ساختار برای اجرای استراتژی مجسم کرد زیرا ساختار وسیلهای برای نیل به هدف یعنی فراهم کردن امکانات برای اجرای استراتژی است. بنابراین، هر دو باید یکپارچه شوند. در نبود چنین یکپارچهسازی، نتیجه ممکن است سردرگمی، هدایت نادرست و تلاشهای پراکنده در سازمان باشد.
روشهای مختلفی برای طراحی ساختار سازمانی وجود دارد. با این حال، مسائل اصلی مربوط به طراحی ساختار متناسب با استراتژی شامل پاسخ به سوالات زیر است.
- 1. واحدهای مختلف سازمان چگونه باید باشند؟
- 2. چه مولفههایی باید به هم بپیوندند و چه مولفههایی از هم جدا شوند؟
- 3. چیدمان و رابطه مناسب واحدهای مختلف چگونه است؟
۵) بررسی دورهای استراتژی
باید استراتژی را به صورت دورهای بررسی کرد تا مشخص شود که آیا استراتژی ارائه شده مرتبط است یا خیر. این امر ضروری است چون حتی استراتژیهایی که با تمرکز توسعه داده شدهاند در صورت تغییر رویدادها و شفافتر شدن دانش ممکن است در دوره زمانی مناسب نباشند.
بنابراین، استراتژیها باید هر از چند گاهی مورد بازبینی قرار گیرند. تعداد دفعات چنین بازنگری جهانی نیست، اما استراتژیهای اصلی باید حداقل سالی یک بار مورد بازنگری قرار گیرند. در حقیقت این کار توسط بسیاری از سازمانهایی انجام میشود که به ارتباط خود با محیط باور دارند.







