Michael Dell “از زندگی در خوابگاه دانشجویی تا درآمد 60 میلیارد دلاری

نام: Michael Dell

سن: 48 سال

تحصیلات: دانشجوی انصرافی دانشگاه تکزاس

تاریخ انصراف از تحصیل: می‌1984

مالک شرکت Dell, Inc. Michael Dell هرگز تحمّل تحصیلات رسمی و دست و پاگیر دانشگاهی را نداشت. بطوریکه در سطر اول پیشگفتار نگارش شده توسط خود او در بیوگرافی شخصی اش با عنوان Direct from Dell می‌خوانیم: “در ترم سوم دانشگاه انصراف دادم و با همان دیپلم دبیرستانی تحصیل را ترک کردم.”

وی که تنها 19 سال داشت، در پایان سال اول تحصیلات مقدماتی پزشکی خود در دانشگاه تکزاس واقع در Austin (همزمان با سال 1984) از دانشکده انصراف داد و وارد بازار فروش کامپیوترهای شخصی تحت نام تجاری PC’s Limited گردید.

Dell می‌گوید: “من متوجه فرصت استثنایی ای شدم که پیش رویم قرار گرفته بود. البته براحتی می‌توانستم در دانشگاه تکزاس، یک ترم را مرخصی بگیرم و بعداً تحصیلاتم را ادامه دهم، ولی احساس کردم که واقعاً زمان انصراف از تحصیل برای من فرا رسیده است. والدینم نیز چندان حمایتم نکردند. اما به زودی سیستم سازی و ابزارهای مدیریت کسب و کار من رونق چشمگیری یافت و با سرعت فراوانی پیشرفت نمود.”

Michael Dell

در حقیقت، PC’s Limited که امروزه جهان آن را با نام Dell, Inc. می‌شناسد، رشد فوق العاده ای را در مقیاسی تقریباً بی سابقه تجربه نمود که این نرخ رشد، طی هشت سال اولیه عمر این شرکت معادل با %80 و در شش سال بعد، سالانه %60 گزارش شده است. اگر بخواهیم دقیق تر به مسئله پیشرفت و ارتقاء در شرکت Dell بنگریم، باید به این حقیقت توجه نماییم که در جولای 1987، این شرکت به رهبری مدیر 22 ساله خود، به درآمدی معادل160 میلیارد دلار دست یافت که از فروش تجهیزات کامپیوتری بدست آمده بود و بر خلاف سایر شرکت‌های نوپا، از زمان تأسیس خود تاکنون، هر سه ماه یکبار به سود قابل توجهی دست یافته است.

البته نمی‌توان این واقعیت را نیز کتمان نمود که شرکت Dell لحظات دلهره آور و دشوار زیادی را تجربه نموده است. بعنوان مثال، در اواسط دومین سال فعالیت خود، این شرکت نامه ای از سوی کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) مبنی بر لزوم داشتن مجوز FCC جهت ادامه فروش کامپیوترهای خود دریافت نمود.

Michael Dell در این باره توضیح می‌دهد: “در آن زمان من واقعاً نمی‌دانستم که FCC چه ارگانی است؟ یعنی در دبیرستان چیزی درباره FCC نیاموخته بودم. اما زمانیکه شما به ساخت و تولید یک وسیله الکترونیکی مانند کامپیوتر دست می‌زنید، بایستی پیش از اقدام به فروش محصول خود، تأئیدیه‌های لازم را از FCC کسب نمائید. بنابراین ما مجبور شدیم که ضرورتاً فروش کامپیوترهای خود را متوقف سازیم. و مدت زمانی که لازم بود برای دریافت تأئیدیه و مجوز FCC از دست بدهیم، شرکت را با کسر بودجه اساسی مواجه می‌ساخت و فکر میکنم زمان خداحافظی با کسب و کار و بازگشت من به دانشکده برایم فرا می‌رسید.”

در همین زمان که شرکت با معضل جدید خود دست و پنجه نرم می‌کرد، Michael Dell اقدام به استخدام وکیلی نمود که رئیس اسبق کمیسیون FCC محسوب می‌شد. وی توانست معضل پیش آمده را ظرف مدت سه یا چهار هفته حل و فصل نماید. Dell در این باره می‌گوید: “وکیل جدید شرکت در اقدام اولیه خود به FCC مراجعه نمود و گفت: توجه کنید که اینها تعدادی جوانک کم سن و سال هستند که بدون آگاهی، اشتباهی مرتکب شده اند و اکنون در حال تلاش برای جبران اشتباه خود می‌باشند.”

اما دو سال بعد شرکت Dell که بعدها به سبب برخورداری از موجودی انبار چشمگیر و مدیریت موفق زنجیره تأمین به شهرتی جهانی دست یافت، بخاطر خرید تعداد زیادی از تراشه‌های حافظه ای 256 کیلوبایتی آن هم در شرایطی که تراشه‌های حافظه 1 مگابایتی با چهار برابر ظرفیت پیشین استاندارد معرفی شده بودند، مجدداً توبیخ شد که در نهایت این شرکت مجبور به تخلیه میزان زیادی از موجودی انبار خود گردید و سهم سود آن به یک پنی برای هر سهم -علیرغم عمق بحران- کاهش یافت.

اما شاید بزرگترین چالشی که Dell با آن مواجه بوده است، نیاز به داشتن کارمندان خاصی می‌باشد که بتوانند با شرایط موجود در شرکتی که باید هر 14 ماه یکبار رشد آن دو برابر شود، سازگاری یابند. Dell معتقد است: “وقتی شما مالک جوان یک شرکت کوچک هستید که چندان شناخته شده نیست و سرمایه کمی نیز در اختیار دارید، ناچاراً کارمندان طمع کار و حریصی نیز خواهید داشت. زیرا آینده میزان ریسک یا سود شما مشخص نیست. ممکن است اولین فکری که به ذهنتان رسوخ کند این باشد: فعلاً باید صبر کنم تا بتوانم افراد مناسبی را پیدا کنم. همچنین نباید دست به مقایسه بزنم. اما تاکی باید منتظر ماند؟ و اگر نتوانید افراد مناسبی را پیدا کنید چه خواهد شد؟ در واقع مسئله ای بس پیچیده است. من خود در جستجوی کارمندان واقعاً باهوش بودم. در پی استخدام افرادی بودم که قدرت یادگیری و تطابق با شرایط را داشته و هدف آنها پیوستن به یک شرکت باشد، نه صرفاً پیدا کردن یک شغل.”

در حال حاضر شرکت از تعداد 103000 کارمند در سرتاسر دنیا برخوردار بوده و درآمد سالانه آن از مرز 60 میلیارد دلار تجاوز نموده است. همچنینMichael Dell یکی از معدود افرادی است که توانسته خود نیز همراه با رشد شرکتش پیشرفت نماید و طی 24 سال از 27 سال عمر شرکت خود، در سمت مدیر ارشد اجرایی فعالیت نموده است. وی با ثروت شخصی معادل 14 میلیارد دلار، هم اکنون پانزدهمین مرد پولدار امریکا محسوب می‌شود. با این حال، میل او به رشد و ارتقاء بیشتر هرگز از بین نخواهد رفت.

Dell در ادامه بیان داشت: “وقتی نگاهی به صنعت خودمان می‌اندازم، به رقیبانمان توجه نمی‌کنم، بلکه به یک صنعت 7/2 تریلیون دلاری نگاه می‌کنم. به وسعت این عرصه می‌نگرم و با خود می‌گویم که شرکت Dell در این عرصه تنها یک شرکت 60 میلیارد دلاری است. یک شرکت کوچک 60 میلیارد دلاری در مقابل یک صنعت عظیم 7/2 تریلیون دلاری! بنابراین، باید هنوز فرصت‌های بی نظیری برای رشد و توسعه ما وجود داشته باشد.”

پرسش‌های متداول

مایکل دل معتقد بود ساختار رسمی و محدودکننده آموزش دانشگاهی با روحیه کارآفرینی و فرصت‌طلبی او همخوانی ندارد. او در ۱۹ سالگی و با تشخیص یک فرصت استثنایی در بازار فروش کامپیوترهای شخصی، تصمیم گرفت تحصیل را رها کرده و تمام تمرکز خود را بر توسعه کسب‌وکارش بگذارد؛ تصمیمی که به رشد سریع و شکل‌گیری شرکت Dell, Inc. انجامید.
مدل فروش مستقیم، مدیریت هوشمند زنجیره تأمین، کنترل موجودی انبار و تمرکز بر نیاز واقعی مشتریان از مهم‌ترین عوامل رشد Dell بودند. این شرکت توانست در سال‌های ابتدایی، نرخ رشد سالانه‌ای بسیار بالا را تجربه کند و برخلاف بسیاری از استارتاپ‌ها، به‌صورت مستمر به سوددهی برسد.
Dell با پذیرش اشتباهات، استفاده از مشاوران متخصص (مانند استخدام رئیس اسبق FCC)، تصمیم‌گیری سریع و یادگیری از بحران‌ها توانست از چالش‌های بزرگی مانند توقف فروش به دلیل نداشتن مجوز یا زیان ناشی از مدیریت نادرست موجودی عبور کند. این رویکرد منعطف و یادگیرنده، نقش کلیدی در بقای شرکت داشت.
مایکل دل به‌دنبال استخدام افرادی بود که توان یادگیری، تطبیق‌پذیری و تعهد به رشد شرکت را داشته باشند، نه صرفاً افرادی که به‌دنبال یک شغل ثابت هستند. او معتقد است در شرکت‌های با رشد سریع، نیروی انسانی باید توان همگام شدن با تغییرات مداوم و رشد شتابان سازمان را داشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عضویت در خبرنامه ماهان
جدیدترین های جعبه ابزار
یک مدیر ارشد (CEO) در اتاق جلسه یا دفتر کار، ایستاده کنار پنجره، شهر یا نمودارهای مبهم در پس‌زمینه. نور ملایم، فضای جدی و تصمیم‌محور. حس مسئولیت، ابهام و تصمیم سخت منتقل شود.
مدیریت ریسک و مدیریت بحران؛ دو بال استراتژیک برای بقا کسب و کار
حنه‌ای از مستند «ملاقات‌هایی در انتهای جهان»؛ پنگوئنی که برخلاف منطق جمعی، مسیرش را از کلنی جدا می‌کند و به استعاره‌ای از «پنگوئن نهیلیست» بدل شده است.
پنگوئنی که از جمع جدا شد؛ روایتی از تنهایی آگاهانه در زمانه بلاتکلیفی
خودشناسی نقطه آغاز رشد مهارت‌های فردی مدیران است؛ زیرا تا زمانی که مدیر به الگوهای فکری، واکنش‌های هیجانی و نقاط قوت و ضعف خود آگاه نباشد، توسعه مهارت‌ها سطحی و ناپایدار باقی می‌ماند. شناخت عمیق خود، مسیر یادگیری را هدفمند و اثربخش می‌کند.
خودشناسی چیست و چه نقشی در رشد فردی دارد؟
مسیر راه‌اندازی یک استارتاپ موفق، از شکل‌گیری ایده تا توسعه پایدار، نیازمند تصمیم‌گیری آگاهانه و مدیریت اثربخش است.
راه‌اندازی استارتاپ از ایده تا توسعه محصول و رشد پایدار
24
نقش خودآگاهی در رهبری و افزایش انگیزه کارکنان
عضویت در خبرنامه ماهان

شما میتوانید با درج نام و ایمیل خود، از آخرین مقالات، مطالب و اخبار مدرسه کسب و کار ماهان در ایمیل خود مطلع شوید.