ارتباط میان ریسک پذیری و فرهنگ

شما تا چه حد بر ریسک های بازار و کسب و کار خود کنترل و نظارت دارید؟

شاید تعجب کنید اگر بگوییم که پاسخ شما به این پرسش، ارتباط بسیار نزدیکی با فرهنگی دارد که در آن رشد کرده اید! در حقیقت، “ریسک” یک مفهوم خاص است که تنها توسط افرادی درک می شود که حقیقتا طالب و خواستار آن باشند. هر چه میران کنترل و تسلط شما بر شرایط بیشتر باشد، بهتر می توانید درباره مفهوم انواع ریسک پذیری ها قضاوت نموده و در نهایت، سود بیشتری بدست آورید.

 بنابراین، “رویکرد مدیریت ریسک” شما تا میزان زیادی از فرهنگ و شخصیت درونی تان منشأ می گیرد. شما تا جاییکه ممکن باشد به تصمیمات درونی خود پایبند هستید و بیش از هر چیز، نسبت به تصمیمات رقبای خود آسیب پذیر می باشید. هندسه ریسک پذیری بطور اساسی حول یک سوال ساده می گردد و آن اینکه :

چه کسی مسئولیت را بر عهده می گیرد؟

 پاسخ این سوال در شرکت ها و سازمان های مختلف، تاریخچه قدیمی ای دارد و تقریبا به دهه 1980 میلادی باز می گردد. مثلا یک فرض آن است که هنجارها و ارزش های جامعه غربی با مدرنیزه و رشد اقتصادی همراه می باشد. ریسک پذیری ای که تحت تاثیر انتخاب ارزش ها و هنجارهای فرهنگی و اجتماعی یک فرد نگرفته باشد، بندرت در تاریخ کسب‌وکار مشاهده می شود. مدیریت ریسک موفق نیز از این قاعده مستثنی نبوده و حتی با مدل سازی ریاضیاتی نیز قابل ارزیابی است.

در این نوع فلسفه یا مکتب تفکری، سرنوشت ما تحت تاثیر عوامل خارجی قرار داشته و دانش ما درباره این نیروها محدود است. بطوریکه پس از رویارویی با الگوهای ریسک پذیری خارج از کنترل خود، با سردگمی و شگفتی مواجه می شویم. فرهنگ ها در پذیرش ریسک تحت تاثیر عوامل زیادی قرار می گیرند که شامل : مشتریان، تامین کنندگان، کارمندان، سرمایه گذاران، دولت و جامعه هستند. در برخی فرهنگ ها، ریسک پذیری می تواند توسط افراد دیگر نیز به شما القا شود یعنی یک تیم یا گروه کاری خود به استقبال ریسک برود و تنها یک نفر مسئولیت عواقب ریسک پذیری را بر عهده نداشته باشد.

اما به سادگی می توان تشخیص داد که یک فرهنگ از درون یا بیرون القا می شود. برای این منظور، یک مؤسسه تحقیقاتی مطالعات خود را بر روی نمونه ای متشکل از 100000 مدیر در 100 کشور جهان طی 25 سال اخیر انجام داده است. در یکی از پیمایش های اخیر، از این مدیران خواسته شد که میزان موافقت خود با عبارت زیر را بیان نمایند: من خودم مسئول هر آنچه هستم که برای من اتفاق می افتد. میزان توافق مدیران برخاسته از فرهنگ سازمانی گوناگون در کشورهای مختلف در جدول زیر نشان داده است:

نتایج بررسی ها و داده های در دسترس بسیار جالب توجه می باشد. بطور مثال، مجله Te Econominst گزارش نموده است که میزان رشد و توسعه در کشورهایی که ریسک پذیری درون القا کننده دارند 0.8% می باشد، در حالیکه این رقم در کشورهای برون القا کننده 3.2% یعنی 3 برابر بیشتر و سریعتر است.

 در نتیجه، چنانچه تیم های کاری به القای ریسک پذیری و ترغیب همکاران مستعد خود به پذیرش ریسک های جدید در کسب و کار بپردازند، با رشد و توسعه سریع تر و پر بازده تر در سازمان های خود مواجه خواهیم بود.

پرسش‌های متداول

در این متن، ریسک تنها به معنای خطر مالی نیست، بلکه به میزان آمادگی افراد و سازمان‌ها برای پذیرش مسئولیت تصمیم‌ها اشاره دارد. نوع نگاه ما به ریسک به شدت تحت تأثیر فرهنگ، ارزش‌ها و شخصیت درونی‌مان شکل می‌گیرد. فرهنگی که در آن رشد کرده‌ایم مشخص می‌کند تا چه حد احساس کنترل بر شرایط داریم و آیا مسئولیت پیامدهای تصمیم‌ها را می‌پذیریم یا آن را به عوامل بیرونی نسبت می‌دهیم.
هرچه میزان کنترل و تسلط یک سازمان بر شرایط و تصمیمات خود بیشتر باشد، توانایی بهتری در تشخیص، تحلیل و مدیریت ریسک‌ها خواهد داشت. این موضوع باعث می‌شود تصمیم‌های آگاهانه‌تری اتخاذ شده و در نهایت، سودآوری و رشد پایدارتری حاصل شود. مدیریت ریسک موفق حتی می‌تواند از طریق مدل‌های ریاضی نیز ارزیابی و سنجیده شود.
ریسک‌پذیری درون‌القاشده زمانی است که افراد خود را مسئول نتایج تصمیم‌هایشان می‌دانند و کنترل را در درون سازمان یا فرد می‌بینند. در مقابل، در ریسک‌پذیری برون‌القاشده، افراد عوامل خارجی مانند شرایط بازار، دولت یا دیگران را مسئول پیامدها می‌دانند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد کشورها و سازمان‌هایی با ریسک‌پذیری درون‌القاشده، رشد و توسعه اقتصادی سریع‌تر و پایدارتری دارند.
زمانی که ریسک‌پذیری به‌صورت تیمی و فرهنگی در سازمان نهادینه شود، مسئولیت تنها بر دوش یک فرد قرار نمی‌گیرد و اعضای تیم یکدیگر را به پذیرش ریسک‌های هوشمندانه تشویق می‌کنند. این رویکرد باعث افزایش نوآوری، سرعت رشد و بازدهی بالاتر سازمان شده و نتایج بهتری در توسعه کسب‌وکار به همراه دارد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

عضویت در خبرنامه ماهان
جدیدترین های جعبه ابزار
بهترین تصمیم گیری در بحران چیست؟
تصمیم‌گیری در بحران؛ مسئله عدم قطعیت در تصمیم گیری است
تیم بدون هدف مشترک، فقط مجموعه‌ای از افراد فعال است. هدف باید روشن، قابل بیان در یک جمله و اولویت‌دار باشد. اختلاف نظر طبیعی است، اما اختلاف در «هدف» مخرب است.
اصول کار تیمی موفق چیست؟
یک مدیر ارشد (CEO) در اتاق جلسه یا دفتر کار، ایستاده کنار پنجره، شهر یا نمودارهای مبهم در پس‌زمینه. نور ملایم، فضای جدی و تصمیم‌محور. حس مسئولیت، ابهام و تصمیم سخت منتقل شود.
مدیریت ریسک و مدیریت بحران؛ دو بال استراتژیک برای بقا کسب و کار
حنه‌ای از مستند «ملاقات‌هایی در انتهای جهان»؛ پنگوئنی که برخلاف منطق جمعی، مسیرش را از کلنی جدا می‌کند و به استعاره‌ای از «پنگوئن نهیلیست» بدل شده است.
پنگوئنی که از جمع جدا شد؛ روایتی از تنهایی آگاهانه در زمانه بلاتکلیفی
خودشناسی نقطه آغاز رشد مهارت‌های فردی مدیران است؛ زیرا تا زمانی که مدیر به الگوهای فکری، واکنش‌های هیجانی و نقاط قوت و ضعف خود آگاه نباشد، توسعه مهارت‌ها سطحی و ناپایدار باقی می‌ماند. شناخت عمیق خود، مسیر یادگیری را هدفمند و اثربخش می‌کند.
خودشناسی چیست و چه نقشی در رشد فردی دارد؟
عضویت در خبرنامه ماهان

شما میتوانید با درج نام و ایمیل خود، از آخرین مقالات، مطالب و اخبار مدرسه کسب و کار ماهان در ایمیل خود مطلع شوید.