منابع انسانی

علامت حیاتی یک سازمان سالم

فهرست مطلب

 

تنها صورتحساب سود و زیان سالانه شما نمی تواند نشانگر آن باشد که آیا شرکت تان در حال رشد و توسعه بوده و یا بر لبه تیغ ورشکستگی قرار گرفته است! در ذیل به نشانه های اصلی شناخت موفقیت ها و شکست های خود می پردازیم:

سالها قبل، من از یک سرمایه گذار موفق و پیشرو سوال کردم که چگونه حساب سود و زیان تمامی شرکت هایی که در آنها سرمایه گذاری نموده است را نگاه می دارد، بدون آنکه با شکست مواجه شود؟ وی پاسخ داد: بسادگی! من تنها به اعداد و ارقام توجه می کنم.

اما متأسفانه اعداد نمی توانند علت پیدایش معضلاتی همچون عدم وجود انگیزه کافی در سازمان، رکود استانداردهای اخلاقی، فناوری نامناسب و سیاست های وقت گیر و بی فایده را توجیه نمایند. اگر کار به جایی بکشد که صورتحساب سود و زیان سازمان وقوع این بیماری ها را گوشزد نماید، شاید برای جبران دیر شده باشد. از این رو، این سوال همچنان باقی می ماند که: چگونه می توان یک سازمان سالم را از یک سازمان بیمار تشخیص داد؟

 

 استعداد ارگانیک:

در سازمان های سالم، کارمندان از روحیه تعهد به کار بالایی برخوردارند، بنابراین میزان اشتباهات روز به روز کاهش می یابد. نکته مهم تر آنکه در سازمانهای سالم شاهد آن هستیم که هر روز بر میزان موفقیت فعالیت های کارمندان افزوده می شود. این امر نشانه آن است که افراد مشغول به کار در این سازمانها، بخاطر رشد و ترقی روز افزون شان در سازمان باقی مانده اند، نه بخاطر وحشت از ترک کار و از دست دادن شغل خود. بعنوان نمونه، یکی از موارد بسیار بارزی که من شاهد آن بوده ام یک کارمند بخش پذیرش بود که با آموزش، حمایت و ایجاد فرصت رشد و ترقی از سوی سازمان، توانست نهایتاً در تیم هیئت مدیره قرار گیرد و کسی که تا پیش از آن، یک کارمند جانبی و فرعی محسوب می شود، حال به تمام اسرار و استراتژی های سازمان خود واقف بود.

 

 تناقض سازنده:

سازمان های بزرگ و سالم، از تناقضات و تضادهای ایجاد شده بخوبی بهره برداری می کنند. مدیران این سازمان ها، همواره در پی کشف تضادها و تفاوت ها بوده و برای بحث ها و نظریه پردازی های حاصل از آن ارزش و احترام قائلند. در هنگام مواجهه با چالش ها، این مدیران هرگز اعتماد بنفس و انگیزه خود را از دست نداده و از مشارکت و همفکری لازم برای رفع چالش ایجاد شده، استقبال می نمایند. حتی می توان گفت که بسیاری از مدیران موفق، خود زمینه را برای بروز تضادها و تناقضات سازنده فراهم می آورند (!) و ساختاری از پیش طراحی شده برای آن در اختیار دارند. بعنوان مثال، مشکلات احتمالی در تصمیم گیری که ممکن است از سوی رقبا بر آنها تحمیل گردد را پیش بینی می کنند و از مدیران ارشد خود می خواهند تا از زوایا و چشم اندازهای مختلفی به یک چالش یا معضل نگاه کنند. در حقیقت، مدیران سازمان های سالم تعریف متفاوتی از “تناقض” دارند: “مکانیسمی که طی آن، سازمان ها به بهترین نوع تفکر و اندیشیدن دست یافته و با کسب مهارت در آن، در مسیر موفقیت های بزرگ گام خواهند گذاشت.”

 

شرکت ها نیازمند آن هستند که زمان و میزان تعهد کارمندان خود نسبت به کار را ارزیابی و سنجش نمایند. اگر سازمان شما بدین نتیجه دست یافته باشد که بهتر است کارمندان در خانه به استراحت بپردازند تا اینکه در محل کار وقت شان را به بطالت بگذرانند؛ می توان انتظار کسب نتایج بهتری همچون نوآوری و خلاقیت را برای آینده سازمان شما داشت. به چه دلیل؟ زیرا غنی بودن روش زندگی کارمندان شما با موفقیت و بروز اندیشه ها و دیدگاه های نو برای سازمان همراه خواهد بود. بالعکس، کارمندان خسته و کم بازده خود را همانند مسافر قطاری فرض می کنند که در تونل تاریک و بی پایانی به پیش می رود و پس از چندی، ترجیح می دهند که در نزدیکترین ایستگاه از قطار پیاده شوند! بالعکس، برخورداری از تضادهای سازنده می تواند به ایجاد انگیزه در میان کارمندان بیانجامد.

 

 پرداخت دستمزد و پاداش معقولانه:

سازمان های سالم از سیاست های پرداختی مختص بخود برخوردارند. نکته مهم آن است که این سازمان ها از پرداخت پاداش های نقدی منطبق بر عملکرد کارمندان خود پرهیز می نمایند. این نکته بدان معنا نیست که در چنین سازمان هایی از تلاش های موفقیت آمیز تقدیر بعمل نمی آید، بلکه تشویق ها در قالب جلسات تقدیر از کارمندان نمونه، افزایش میزان مرخصی سالانه، ایجاد فرصت های یادگیری و در اختیار گذاشتن منابع بیشتر مشاهده می شوند. تمامی این پاداش ها، سوخت موردنیاز برای تقویت خلاقیت را در میان کارمندان ما فراهم آورده و با تمرکز بر عوامل انگیزش زا، به موفقیت نهایی سازمان منجر خواهند شد.

 

پس هر گاه نتوانیم در سازمانی این علائم حیاتی را بدون نقص مشاهده کنیم، باید برای سلامتی آن سازمان نگران شویم. ممکن است عواقب جانبی این ناسلامتی سازمانی بوضوح مشخص نباشد، اما بتدریج و با رفتن کارمندان مستعد بروز خواهند نمود. در چه شرایطی، مدیران ارشد نیروهای خود را بدرستی آموزش نمی دهند و به خیال آنکه هارمونی موجود بهم نخورد، سکوت اختیار می کنند. در این شرایط گرچه شاهد سختکوشی پرسنل هستیم، اما بندرت نتایج مثبتی بدست می آوریم. کارمندان نمونه بتدریج برای کار به سازمان های دیگر رجوع می نمایند و صورت سود و زیان سالانه اگر چه خوب بنظر می رسد، ولی گذشته را به ما نشان می دهند نه آینده مان را! پس بهتر است از هم اکنون با مراقبت و هوشیاری، سازمانی سالم و موفق را بنا نهیم.

 

حقوق مادی و معنوی این مقاله متعلق به مدرسه عالی کسب و کار ماهان است

دیدگاهتان را بنویسید

امتیاز دهی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.